|
معبر
|
||
جنگ هشت ساله خیلی زود توانست فرماندهانش را پیدا کند.این فرماندهان جوان که متوسط سنی شان ۲۵ سال بود؛توانستند ده ها هزار نیروی داوطلب جنگی را سازماندهی و روانه جبهه ها کنند.به طور مثال در عملیات خیبر ۳۰۰ گردان نیروی داوطلب؛توسط همین فرماندهان جوان رهبری شدند.
فرماندهان جوان ایرانی؛هیچ تمایلی به نظامی شدن نداشتند.در حالی که با شروع جنگ زندگی شخصی را رها و راهی جبهه ها شدند.این در شرایطی بود که قریب به اتفاق آن ها دوره نظامی کلاسیک را نگذرانده بودند.در مقابل؛ژنرال های عراقی همگی دوره دانشکده افسری و ستاد را طی کرده بهدانشکده های علوم نظامی انگلیس یا شوروی سابق اعزام شده بودند.در میان فرماندهان ایران تنها یکی شان-یوسف کلاهدوز-دوره دانشکده افسری را گذرانده بود.فرماندهان ایرانی آن قدر جوان بودند که حتی نتوانستند دوره تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان برسانند.اما این جوانان بی نام و نشان که بودند و چگونه پا به عرصه نبرد گذاشتند؟
بهشتی جبهه ها
حسن باقری؛استراتژیست فرماندهان ایرانی در ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ در جنوب تهران به دنیا آمد.در خرداد ماه ۱۳۵۸ پس از اخذ دیپلم ادبی؛در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول شد و در اوایل سال ۱۳۵۹ به عضویت سپاه درآمد.با شروع جنگ؛واحد اطلاعات و عملیات سپاه را سازماندهی کرد و سرانجام در نهم بهمن ماه ۱۳۶۱ در خط مقدم؛هدف گلوله خمپاره قرار گرفت و در ۲۷ سالگی به شهادت رسید.شهید باقری در تمام مدت حضورش در جنگ؛تنها یک بار و آن هم به مدت پنج روز برای ازدواج از جبهه ها جداشد.

کوهی که گم شد
احمد متوسلیان در سال ۱۳۳۲ در یکی از محلات جنوب شهر تهران بهدنیا آمد.در سال ۱۳۵۱ در رشته برق دیپلم گرفت.با پیروزی انقلاب به گردان دوم سپاه پیوست و فرماندهی آن را به عهده گرفت.فتح سنندج اوج هنرنمایی احمد و همرزمانش در مقابله با اشرار غرب کشور بود.در شب هفدهم بهمن ماه ۱۳۶۰؛خبر تشکیل یکی از قدرتمندترین یگان های زمینی سپاه توسط او در قرارگاه کربلا اعلام شد و دوکوهه شد خانهبسیجیانی که برای جنگ عازم جبهه ها می شدند.بلافاصله احمد با همرزمانش؛طرح بزرگترین عملیات نظامی تا آن زمان را پی ریزی کرد که باعث آزادسازی کامل خرمشهر شد.او در ظهر روز ۱۴ تیر ماه ۱۳۶۱ توسط شبه نظامیان مارونی دستگیر شد.از آن روز تا به حال تمام بسیجیان لشکر ۲۷محمد رسول ا...(ص)و مردم؛چشم انتظار آزادی او و همرزمانش هستند.

خاک پای بسیجی ها
محمد ابراهیم همت با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول ا...(ص) به هراه احمد متوسلیان؛یکی از قدرتمند ترین یگان های زمینی ایران را پس از او فرماندهی کرد.او در سال ۱۳۳۲ در شهرضای اصفهان به دنیا آمد.پس از شروع جنگ به جبهه ها شتافت و در عملیات فتح المبین؛مسئولیت قسمتی از عملیات را بر عهده گرفت.پس از اسارت احمد متوسلیان در لبنان؛فرماندهی تیپ ۲۷ را بر عهده گرفت و با ارتقاء آن به لشکر تا زمان شهادت؛فرماندهی آن را بر عهده داشت.این فرمانده جوان بر خلاف رویه معمول در ارتش های دنیا می گفت:من خاک پای بسیجی ها هم نمی شوم.ای کاش من یک بسیجی بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمی شدم.او در ۲۴ اسفند ۱۳۶۲ برای آوردن نیروی کمکی به جزیره مجنون رفته بود که با انفجار گلوله توپ در کنارش به شهادت رسید.همت در آن زمان ۲۸ ساله بود.

مهدی باکری
به سال ۱۳۳۳ ه.ش در شهرستان میاندوآب در یك خانواده مذهبی و باایمان متولد شد. در دوران كودكی، مادرش را – كه بانویی باایمان بود – از دست داد.شهید باكری با استعداد و دلسوزی فراوان خود توانست در عملیات فتحالمبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف در كسب پیروزی ها موثر باشد. در این عملیات یكی از گردانها در محاصره قرار گرفته بود، كه ایشان به همراه تعدادی نیرو، با شجاعت و تدبیر بینظیر آنان را از محاصره بیرون آورد. در همین عملیات در منطقه رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد و به فاصله كمتر از یك ماه در عملیات بیتالمقدس (با همان عنوان) شركت كرد و شاهد پیروزی لشكریان اسلام بر متجاوزین بعثی بود.
در مرحله دوم عملیات بیتالمقدس از ناحیه كمر زخمی شد و با وجود جراحت هایی كه داشت در مرحله سوم عملیات، به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بیسیم هدایت كند.
در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بیامان در داخل خاك عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد، اما با هر نوبت مجروحیت، وی مصممتر از پیش در جبههها حضور مییافت و بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی، هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانهروز تلاش میكرد.
در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی او بر لشكر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور، بخش عظیمی از خاك گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیك آزاد شد.
نقش شهید باكری و لشكر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی كه آنان در دفاع پاتكهای توانفرسای دشمن از خود نشان دادند بر كسی پوشیده نیست.
در مرحله آمادهسازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به كندی میگذشت اما مهدی با جدیت، همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب كرد و چونان مرشدی كامل و عارفی واصل، آنچه را كه مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحله نبرد بكار بندند، با نیروهایش درمیان گذاشت.

دکتر مهدی چمران
دکتر چمران در سال ۱۳۱۱ در محله بازار آهنگرهای تهران به دنیا آمد.در سال ۱۳۳۷ پس از اخذ مدرک دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما در آمریکا؛انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را تاسیس کرد و به همین خاطر رژیم پهلوی بورسیه تحصیلی وی را قطع کرد.پس از قیام ۱۵ خرداد؛مصطفی مسئولیت تعلیم مبارزات مبارزان ایرانی را بر عهده می گیرد.او سپس راهی لبنان می شود و پس از انقلاب به ایران باز می گردد.او در سمت معاون نخست وزیر به تلاش شبانه روزی در انقلاب پرداخت و در ماجرای پاوه بود که عزم آهنین خود را به نمایش گذاشت.در شبی مخوف که گروهک های ضد انقلاب اکثر پاسداران را به شهادت رسانده و پاوه را در دست گرفته بودند؛با شجاعت فراوان توانست محاصره دشمن را بشکند.چمران سپس به نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد و پس از آن نمایندگی مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی را بر عهده گرفت.با شروع جنگ؛مصطفی با کسب اجازه از امام؛ستاد جنگ های نامنظم را سازماندهی کرد و پس از آزادسازی دهلاویه و سوسنگرد؛بالاخره در منطقه دهلاویه به آرزوی دیرین خود رسید.

شیر خط شیر
حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در یکی از محله های فقیر نشین اصفهان به دنیا آمد.در غائله کردستان بعد از شجاعت هایی که در زمینه آزاد کردن سنندج از خود نشان داد؛در سمت فرماندهی گردان ضربت که قوی ترین گردان آن زمان محسوب می شد؛وارد عمل گردید.در جبهه های جنوب به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که در جاده آبادان-اهواز تشکیل شده بود منصوب گشت.در عملیات حصر آبادان فرماندهی جبهه دارخوین را بر عهده داشت.پس از عملیات طریق القدس و رسمیت یافتن تیپ امام حسین(ع)؛در عملیات های رمضان؛والفجر مقدماتی؛والفجر یک و خیبر فرماندهی لشکر امام حسین(ع) را بر عهده داشت.او در عملیات خیبر یک دست خود را بر اثر اصابت ترکش از دست داد.در عملیا ت والفجر۸ لشکر او؛لشکر گارد ریاست جمهوری عراق را به تسلیم واداشت.این فرمانده ۲۹ ساله سرانجام در عملیات کربلای۵ در شلچه در حالی که بیش از سی بار ترکش خورده بود به شهادت رسید.

|
|