|
معبر
|
||
ای شلمچه!از میان شهرهای جهان این تویی که استحقاق انتساب به یاران مهدی(عج) را یافته ای.آری؛تنها تو را ((کربلای جبهه ها))می خوانند و این تاج کرامت تنها زیبنده توست.
تو مسلخ عشق عاشوراییانی هستی که سال ها پس از عاشورای ۶۱ هجری؛ندای هل من ناصر حسین(ع)را لبیک گفتند و بدن های پاره پاره شان در دامن سوزان تو آرام گرفت.
و تو ای شلمچه!

چه ها که ندیدی!تو همه آن چه را که در کوچه بنی هاشم گذشت به چشم خود دیدی و در خود مظلومانه و غریبانه گریستی.اکنون بعد از سال ها تو زائرانی یافته ای که از ناکجا آباد می آیند و ماذنه ای شده ای که پس از ۲۰ سال فریاد بلند هیهات منا الذله از ورای گلدسته هایت طنین انداز است...در میان این زائران؛کسانی هستند که محبوب تو؛مهدی موعود(عج) آنان را بیش از همه دوست می دارد.
شلمچه!آنان را از صندلی های چرخ دارشان بشناس؛از دست و پاهای مصنوعی شان.
شلمچه!یقین کن که بر پشت این کره ارض؛هیچ کس از آنان و اولیایشان در نزد خدا و مهدی موعود محبوب تر نیست.ببین!به چشم دل ببین که ملائک چگونه بال هایشان را فرش قدم هایشان کرده اند.
آنان مجاهدان راه خدا هستند و شهدایی که زنده مانده اند تا نشانه های غربت و مظلومیت جنگ را با خود حمل کنند.
شلمچه!با آنان راز بگو.با آنان از رازهایی که در سینه داری بازگو؛آن چه را که با هیچ کس دیگر نگفته ای.
خوشا به حالشان که گمنامان زمین و نامداران آسمانند و بهشت اعلی علیین ارزانی شان باد که به قافله کربلا الحاق خواهند یافت.

|
|